نوع مقاله : مقاله پژوهشی
عنوان مقاله English
نویسندگان English
ورود مکاتب روانشناختی به حوزه نقد ادبی بستر مناسبی برای تبدیل متون مقدس به منابع غنی مبتنی بر تئوریهای روانشناختی شد که امروزه محل توجه پژوهشگران است. در این راستا، پژوهش حاضر با اتکا به نظریه روانکاوی زیگموند فروید در خصوص مدل ساختاری ذهن (نهاد، خود و فراخود) که با بسط آنا فروید در حوزه مکانیسمهای دفاعی غنا یافت و با بهرهگیری از روش تحلیل محتوای کیفی و واکاوی آیات سوره یوسف به منظور استخراج مکانیسمها و استناد به تفاسیر کلاسیک شیعی و احادیث، تفاوتهای بنیادین در ساختار روانی شخصیت قرآنی زلیخا و حضرت یوسف (ع) و چگونگی عملکرد مکانیسمهای دفاعی کارآمد و ناکارآمد در مدیریت تعارضات درونی آنها را تبیین مینماید. این پژوهش، علاوهبر درک عمیقتر شخصیتهای قرآنی، نمونهای از کاربردپذیری نظریات روانکاوی در متون دینی را نشان میدهد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که سلطه نهاد بر شخصیت زلیخا، باعث بروز رفتارهایی ناشی از ناتوانی خود میشود که در قالب مکانیسمهای دفاعی ناکارآمدی چون برونریزی، فرافکنی، عقلانیسازی و واکنشوارونه نمود یافته است. در مقابل، حضرت یوسف (ع) با پشتوانه فراخودی قدرتمند و مبتنی بر تعالیم الهی، دارای خودی مقاوم است که تکانههای غریزی را از طریق مکانیسمهای دفاعی کارآمدی چون سرکوب و والایش، به اهداف متعالی هدایت میکند.
کلیدواژهها English